معرفی شهید:

شهید ابراهیم رضا کرمی

شهید ابراهیم رضاکرمی در پنجم مهر ماه ۱۳۴۳، در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش رحمان، کارگر بود و مادرش زبيده نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته حقوق درس خواند. امدادگر بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت و بيست و يكم تير ۱۳۶۱، با سمت امدادگر در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شهيد شد.

وصیت نامه شهید ابراهیم رضا کرمی

بسم الله الرحمن الرحیم

ان ا... یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا "کانهم بنیان مرصوص.

       در مسلخ عشق جز نکورا نکشند         روبه صفتان زشت خورا نکشند

       کرعاشق صادقی ز مردن مهر اس        مردا شود هر انکه اورا نکشند

بنام خدا آفریدگار بزرگ و مقتدرو یا ور مومنان وصیت نامه خود را شروع میکنم.

شکر خدائی را که مرا در این زمان قرار داد و توفیق جبهه آمدن را به من داد من با آگاهی کامل وتسلط برافکار خود راه خود را انتخاب کردم وآن راه، راه خونین حسین (ع) و عزیزش خمینی است  که  اگر در این راه خداوند  لطف کرد و توفیق شهادت را به من داد از خانواده خود میخواهم ناراحت نباشند چون ما امانتهائی بودیم که خداوند به پدر مادرها داده است و آنها هم در امانت خود صادقانه عمل کردند خداوند  ما را که حسین حاضر است ویزید هم هست قرار داد قوم هابیل با قوم قابیل در نبرد است میدان امتحان ، است و خداوند به ما  وعده داده که مستضعفان پیروز هستند پس چرا بترسم و اگر بکشیم جهاد کرده ایم و اگر کشته شویم به هدف رسیده ایم و یک وصیت به برادران و دوستادن خود دارم که همیشه  از ولایت فقیه پشتیبانی کنند چون ولایت فقیه در جامعه جانشین امام زمان است و با هر کس و گروه که بخواهند بر علیه ولایت فقیه قیام کنند به مبارزه بر خیزد و جان و مال خودتان را در راه خدا انفاق کنید و هیچگاه خود را وابسته به گروه یا دسته ای جز ولایت فقیه نکنید و همیشه از روحانیت آگاه و مبارز پشتیبانی کنند و قدر آنها را بدانند که آنها زجر کشیده های اسلامند وآنها بودند که ما را نجات دادند و امر به معروف و نهی از منکر را فراموش مکنید و افراد نا صالح را از ارکانهای انقلابی سعی کنید اخراج کنید ونکذارند که خدای ناکرده اسلام ضربه بخورد به فقرا کمک کنید و فقر را از جامعه از بین ببرید و از سرمایه داران حق مستعفان را بگیرید سعی کنید که درنماز جماعت شرکت کنید نماز جمعه را ترک نکنید و بر سطح آگاهی و معلومات خود بیافزایید و علوم اسلام را فرا بگیرید.  پدرو مادر امیدوارم اگر در ایام عمرم شما را اذیت کردم مرا ببخشید و از گناه من در گذرید و مرا حلال کنید در دنیا از مال دنیا فقط مقداری لباس و یک دوچرخه دارم از شما میخواهم که لباسهای مرا به فقرا بدهید و اگر امکان دارد دوچرخه مرا بفروشید و به حساب جنگ بریزید.

 

خدا یارونگهدار شما

ابراهیم رضا کرمی

۲۳/۴/۶۱

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.